X
تبلیغات
قاطی پاطی

قاطی پاطی



روز جهانی جوراب رو پیشاپیش به همه آقایون


خصوصا پدرها تبریک می گم!!!

تاريخ پنجشنبه دوم خرداد 1392سـاعت 19:4 نويسنده goli♦

سلام دوستان

خوب میباشین عایا؟36_1_13.gif

من که توپ توپم

به خاطر خبر خوبی که شنیدم

البته این خبر مربوط به دوروز پیشه

ولی به دلایلی نشد همون روز بیام و آپ کنم

خبرشم عروسی دوستم الهام جون بههههههههترین دوستمه

که مثثثثثثثثل خواهر خودم دوسش دارم

هنو فقط ج+ دادن

عروسیش بعد عید فطره

الهام جان برات آرزوی خوشبختی میکنم

به پای هم پیر و چروک شید

تاريخ چهارشنبه یکم خرداد 1392سـاعت 11:57 نويسنده goli♦

دستمال من زیر درخت آلبالو گم شده
سواد داری؟ (چه ربطی داشت؟؟!!!)
نوچ نوچ
بی سوادی؟
نوچ نوچ
پس تو خر من هستی!!!!!!!!!!!­ !
و به این ترتیب ما بزررگ شدیم به صورت بوووق وار!
این یکیش خیلی خارجیه:
آن مان نباران
دو دو اسکاچی
آنی مانی کلاچی!!!!
چه چیزایی میخونیم آآآآ
یعنی چی آخه؟!

۱۰ ۲۰ سه پونزده

هزار و شصت و شونزده
هرکی می گه ۱۶ نیست!!!!
۱۷ ۱۸ ۱۹ ۲۰

واقعا چرا :|

تاريخ جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1392سـاعت 15:8 نويسنده goli♦

ﻣﯿﮕﻢ ﺍﯾﻦ پسرﺍ ﻭﺍﺳﻪ ﭼﯽ ﺍﯾﻦ ﻗﺪﺭ ﺣﺴﺎﺱ ﺷﺪﻥ ... ؟

ﻣﻦ ﺣﻮﺍﺳﻢ ﻧﺒﻮﺩ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ شهاب ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺘﻢ بابک ﻗﻬﺮ ﮐﺮﺩ ﺭﻓﺖ ... !!!


ﺯﻧﮓ ﺯﺩﻡ ﺑﻪ بابک ﺗﺎ ﺍﺳﻢ شهاب ﺭﻭ ﺷﻨﯿﺪ ﻗﻄﻊ ﮐﺮﺩ ... !!!


ﻫﻤﺶ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﯾﻦ پوریاس ﮐﻪ ﺣﻮﺍﺱ ﻭﺍﺳﻪ ﺁﺩﻡ ﻧﻤﯿﺬﺍﺭﻩ ... !!!


ﮔﯿﺮ ﺩﺍﺩﻩ ﻣﯿﮕﻪ مهران ﮐﯿﻪ ... ؟


ﮔﻔﺘﻢ ﻣﻨﻈﻮﺭﺕ میثاقه ... ؟


ﻫﯿﭽﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﯾﻨﻢ ﭘﺮﯾﺪ ...


اردلانم ﮐﻪ ﺧﺎﻣﻮﺷﻪ ...


ﮔﻮﺭ ﺑﺎﺑﺎﯼ ﻫﻤﺸﻮﻥ ﺑﺬﺍﺭ ﯾﻪ ﺯﻧﮓ ﺑﺰﻧﻢ پدرام جونم ...


ﻓﻘﻂ ﺍﻭﻥ ﻭ میلاد ﻣﻨﻮ ﺩﺭﮎ ﻣﯿﮑﻨﻦ ... !!!


ﻭﺍﺳﻪ ﭼﯽ ﺍﺻﻼ ﺍﯾﻨﻄﻮﺭﯼ ﺷﺪ عایا ...؟


ﺍﻟﻮ ... بهرام...

تاريخ پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1392سـاعت 21:35 نويسنده goli♦

بعضی وقت ها خداحافظ

یعنی : نذار برم …


یعنی : برم گردون..


یعنی : سفت بغلم کن.. و


سرمو محکم بچسبون به سینه ات و


بگــــــــــو :


خداحافظ و کوفت ..


خداحافظ و زهر مار..


بیخود کردی میگی..


خداحافظ !


دفعه آخرت باشه !!


مال خودمی …:

تاريخ دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1392سـاعت 0:1 نويسنده goli♦

ﺩﻭﺭﯼ . . .

ﺁﺯﻣــﻮﻥ ﺩﻟـــﻬـﺎﺳﺖ !


ﯾـــﺎ ﺩﻟﺘـــﻨﮓ ﻣـﯽ ﺷــﻮﯼ ؛


ﯾـــﺎ ﻓــﺮﺍﻣــﻮﺵ

تاريخ چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1392سـاعت 12:28 نويسنده goli♦

شکست بخشی از زندگیست…

اگر شکست نخورید نمی آموزید..


و اگر نیاموزید هرگز تغییر نخواهید کرد…

تاريخ سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1392سـاعت 15:33 نويسنده goli♦

آقا پسرا ، دختر خانوما ، یه خورده به این جمله فکر کنین:

شمایی که عشقتونو مثل کانال تلویزیون عوض میکنید ،


آخرش باید بشینیند برفک تماشا کنیدا ...

تاريخ دوشنبه پنجم فروردین 1392سـاعت 21:8 نويسنده goli♦

مژده ای دل که دگرباره بهار آمده است
خوش خرامیده و با حسن و وقار آمده است
به تو ای باد صبا می دهمت پیغامی
این پیامی است که از دوست به یار آمده است
شاد باشید در این عید و در این سال جدید
آرزویی است که از دوست به یار آمده است . . .

تاريخ چهارشنبه سی ام اسفند 1391سـاعت 18:57 نويسنده goli♦

موشی در خانه صاحب مزرعه تله موش دید!به مرغ

وگوسفند و گاوخبرداد.همه گفتند:تله موش مشکل توست

به ما ربطی ندارد!ماری در تله افتادوزن مزرعه

راگزید! ازمرغ برایش سوپ درست کردند!گوسفند را

برای عیادت کنندگان سربریدند گاو رابرای مراسم

ترحیم کشتند!ودراین مدت موش از سوراخ دیوارنگاه می

کرد وبه مشکلی که به دیگران ربط نداشت فکرمیکرد.

تاريخ یکشنبه سیزدهم اسفند 1391سـاعت 20:47 نويسنده goli♦

ای بابااااااا

این سومین باره دارم این چیزا رو مینویسم

هر بار میخوام ثبت کنم ب جای ثبت نوشته هام بر باد میره

شیطولین؟خوفین؟خوشین؟سمالتین؟؟؟؟

چ خفرا؟

من ک خوب نیستم

این روزا خیلی بی حوصله شدم دلیلشم نمیدونم

ی خبر خوب:

امتحانام تمومیدهورا

هر چند فرقی ب حال من نمیکرد و بیشتر وقتمو تو نت بودم

حالا باید منتظر نمره های درخشانم باشمنیشخند

رفتیم دانشگاه دو کلوم علم بیاموزیم ولی دو کلوم تقلب یادمون دادن

برگه های تقلبو دور ننداختم تا ب شماها نشون بدم

این دو تا برگه از بچه ها رسید نوشته های خودم نیستن

آخه یکی فیزیک بود و اون یکی شبکه شکلکهای جالب و متنوع آروین

منم ک با هر دوی این درسا مشکل دارم

تو هر دوتا درس یکی دو تا خودم نوشتم چند تا رو بچه ها رسوندن چند تا هم از آسمون نازل شد

طرف عجب حوصله ای داشته ها

خب کاری باری نیست؟؟؟

ما بریم دا

بای دوستان

این بار میخوام با موتورم برم

http://www.khavaranshop.com/

بای بااااااااااااااااای

تاريخ سه شنبه دهم بهمن 1391سـاعت 13:58 نويسنده goli♦

های دوستان

هاواریوتون چ طوره؟؟؟

ی مدتی بود نمیومدم وبم

اما الان اومدم تا دوباره راه اندازیش کنمmade by Laie

ممنون از اونایی که تو این مدت منو تنها نذاشتن و بهم سر زدن

آی لاو یو همممممممتونو

خب بگذریم

بذارین خبرای اینجارو بهتون بدم

صب کنین ی ذره فک کنم ببینم چ خبرایی هست

از داشنگاه شروع میکنم

اصصصصصصصصلا خوب نیست

دوسش ندارم

ار ترم یک کامپیوتر فقط سه نفر میان کلاس

بقیه نمیان

دوتا دختر و یه پسرنیشخند

ترم یک کامپیوتر فقط دو تا دختر داره ک یکیش منم یکیش دوستم

دانشگامونم خیلی کوچیکه

اصلا هم دوسش ندارمزبان

دوسش ندارم دوسش ندارممممم

ولی باید سوخت و ساختتتتتتتتتت

هیچ جا مدرسه نمیشه و هیچ دوستی دوست دوران مدرسه نمیشه

قدر مدرسه رو بدونین

دلم واسه مدرسه و دوستام ی ذرررررررررررررررررررره شده

کاش دانشگاه هم دختر و پسر جدا بود

خیلی خوب میشدااا نه؟؟؟

از درسا بخوام بگم وقتی یاد فیزیک میفتم از خودم ناامید میشم

آخه این فیزیک ب چ دردی میخوره؟؟؟

ب نظر من که ب هیچ دردی نمیخوره فقط واسه جوون مرگ کردن ما گذاشتنش

و زبان هم استادشو دوس ندارم

استاد آیین زندگیمونم که فقط لالایی میخونه

شبکه رو هم دوس ندارم

از اول ترم تاحالا یه کلمه از حرفای استادو گوش ندادم

اصصصصلا

اصلا نمیدونم تا کجا درس داده

با شبکه مشکل ندارم با دانشجوهای اون کلاس مشکل دارم

اونا با من مشکلی ندارنااا

من با اونا مشکل دارم

بابای دوستااااااان

ما برفتیم


تاريخ شنبه نهم دی 1391سـاعت 15:29 نويسنده goli♦

تولدم مبارک


تاريخ دوشنبه چهارم دی 1391سـاعت 15:25 نويسنده goli♦

تاريخ پنجشنبه بیست و سوم آذر 1391سـاعت 20:27 نويسنده goli♦

عشق یعنی :
 
خواستن ، اما نگفتن
 
عشق یعنی :
 
سوختن ، اما ساختن
 
عشق یعنی :
 
طغیان دل، اما لب فرو بستن
 
عشق یعنی :
 
با چشم دل سخن گفتن و با حسرت سکوت کردن
 
عشق یعنی :
 
راز ، رازی که حتی معشوق نیز نداند.
 
عشق یعنی :
 
خواستن برای دوست
 
زیستن برای دوست
 
بودن برای دوست
 
مردن برای دوست
 
بی آن که باشی و بخواهی که باشی
 
عشق یعنی :
 
مناجات شب های تنهایی
 
وضو با قطرات اشک گرفتن
 
عشق یعنی :
 
روزی بی صدا بار سفر بستن و رفتن
 
عشق یعنی :
 
پرستش بدون چشمداشت
 
نیایش بدون خواهش
 
ستایش ، بی صدا
 
رفاقت، بی جفا
 
صداقت، بی ریا
 
عشق یعنی :
 
چون خورشید، تابیدن بر شب های دوست
 
و چون برف، ذوب شدن بر غم های دوست
عشق یعنی انتظار


دل نوشته های عاشقانه و عکس های رمانتیک

تاريخ پنجشنبه دوم آذر 1391سـاعت 14:11 نويسنده goli♦

یک پیرمرد بازنشسته، خانه جدیدی در نزدیکی یک دبیرستان خرید. یکی دو هفته اول همه چیز به خوبی و در آرامش پیش می رفت تا این که مدرسه ها باز شد. در اولین روز مدرسه، پس از تعطیلی کلاسها سه تا پسربچه در خیابان راه افتادند و در حالی که بلند بلند با هم حرف می زدند، هر چیزی که در خیابان افتاده بود را شوت می کردند و سروصداى عجیبی راه انداختند. این کار هر روز تکرار می شد و آسایش پیرمرد کاملاً مختل شده بود. این بود که تصمیم گرفت کاری بکند.
روز بعد که مدرسه تعطیل شد، دنبال بچه ها رفت و آنها را صدا کرد و به آنها گفت: «بچه ها شما خیلی بامزه هستید و من از این که می بینم شما اینقدر نشاط جوانی دارید خیلی خوشحالم. منهم که به سن شما بودم همین کار را می کردم. حالا می خواهم لطفی در حق من بکنید. من روزی ۱۰۰۰ تومن به هر کدام از شما می دهم که بیائید اینجا و همین کارها را بکنید.»

بچه ها خوشحال شدند و به کارشان ادامه دادند. تا آن که چند روز بعد، پیرمرد دوباره به سراغشان آمد و گفت: ببینید بچه ها متأسفانه در محاسبه حقوق بازنشستگی من اشتباه شده و من نمی تونم روزی ۱۰۰ تومن بیشتر بهتون بدم. از نظر شما اشکالی نداره؟

بچه ها گفتند: «۱۰۰ تومن؟ اگه فکر می کنی ما به خاطر روزی فقط ۱۰۰ تومن حاضریم اینهمه بطری نوشابه و چیزهای دیگه رو شوت کنیم، کورخوندی. ما نیستیم.» و از آن پس پیرمرد با آرامش در خانه جدیدش به زندگی ادامه داد

تاريخ دوشنبه بیست و نهم آبان 1391سـاعت 18:31 نويسنده goli♦

ب نظر میاد یه سیاره دور افتاده باشه


لطفا تا حدس نزدید ادامه مطلبو نخونید

عکس های دیدنی, عکسهای جالب و دیدنی, عکس, تست هوش

عکس های دیدنی, عکسهای جالب و دیدنی, عکس, تست هوش

عکس های دیدنی, عکسهای جالب و دیدنی, عکس, تست هوش

عکس های دیدنی, عکسهای جالب و دیدنی, عکس, تست هوش

عکس های دیدنی, عکسهای جالب و دیدنی, عکس, تست هوش

عکس های دیدنی, عکسهای جالب و دیدنی, عکس, تست هوش



ادامـــه مطـــلــبــــــ..♦ـ♦ـ♦ـ....
تاريخ شنبه پانزدهم مهر 1391سـاعت 20:41 نويسنده goli♦




بهترین روش لاغر شدن


ابتکار دانشجویی

http://axgig.com/images/36442593036509394835.jpg


بهترین روش استفاده از کیس کامپیوتر



تاريخ پنجشنبه سیزدهم مهر 1391سـاعت 9:37 نويسنده goli♦







اینم قلعه مون(قلعه گلی شاه)

دیروز فرصت نشد عکسا رو بذارم

امروز گذاشتم


تاريخ شنبه هشتم مهر 1391سـاعت 21:11 نويسنده goli♦

نقاشی های حیرت انگیز از کودکان !


ادامـــه مطـــلــبــــــ..♦ـ♦ـ♦ـ....
تاريخ جمعه هفدهم شهریور 1391سـاعت 17:49 نويسنده goli♦

سلام دوستان

اومدم خبر بدم ی مدت کوتاهی نیستم

چی؟؟؟میخوام کجا برم؟؟؟

آخه ب تو چ؟؟؟مگه فضولی؟؟؟

اونایی ک دلشون برام تنگ میشه میتونن تماس بگیرن

شمارمو تو ادامه مطلب میذارم

رمزشم همون رمز پست قبلیه

شمارمو ب هیچکی ندیناااااااااا

خیلی دلم براتون تنگ میشه

خوب دیگه بسه


ادامـــه مطـــلــبــــــ..♦ـ♦ـ♦ـ....
تاريخ جمعه دهم شهریور 1391سـاعت 16:29 نويسنده goli♦

سلام دوستان 

همگی خوبید؟

من ک خوبم شماها رو نمیدونم

امیدوارم ک شما هم خب باشید

همه ازم دلگیرید ک چرا بهتون سر نمیزنم

آخه کنکور داشتم و باید درس میخوندم وا3 همین کمتر ب وبم سر میزدم

چشم از این ب بعد میام و به همه سر میزنم

حالا آشتی؟؟

...................................

حتما میپرسین امتحان چ طور بود؟

خودم ک راضی بودم حالا باید دید جواب چیه؟


تاريخ یکشنبه پنجم شهریور 1391سـاعت 8:28 نويسنده goli♦

تاريخ یکشنبه بیست و نهم مرداد 1391سـاعت 10:22 نويسنده goli♦

ب گل پسرا رمز داده نمیشود پس بیخودی درخواست رمز نکنن


و دخترا فقط اونایی که آشنا هستن میتونن رمزو داشته باشن

 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://www.roozgozar.com

اینم آهنگ وبم وا3 اونایی که میخواستن دانلودش کنن

http://uplod.ir/lvopitx11ifi/0__bararyn_men_miwe.mp3.htm



ادامـــه مطـــلــبــــــ..♦ـ♦ـ♦ـ....
تاريخ چهارشنبه یازدهم مرداد 1391سـاعت 18:3 نويسنده goli♦

این روزا عادت همه رفتن ودل شکستنه 
درد تموم عاشقا پای کسی نشستنه
این روزا مشق بچه ها یه صفحه آشفتگیه
گردای رو اینه ها فقط غم زندگیه
این روزا درد عاشقا فقط غم ندیدنه
مشکل بی ستاره ها یه کم ستاره چیدنه
این روزا کار گلدونا از شبنمی تر شدنه
آرزوی شقایقا یه شب کبوتر شدنه
این روزا آسمونمون پر از شکسته بالیه
جای نگاه عاشقت باز توی خونه خالیه
این روزا کار آدما دلهای پاک رو بردنه
بعدش اونو گرفتن و به دیگری سپردنه

این روزا کار آدما تو انتظار گذاشتنه
ساده ترین بهانشون از هم خبر نداشتنه
این روزا سهم عاشقا غصه و بی وفاییه
جرم تمومشون فقط لذت آشناییه
این روزا توی هر قفس یکی دو تا قناریه
شبها غم قناریها تو خواب خونه جاریه
این روزا چشمای همه غرق نیاز شبنمه
رو گونه هر عاشقی چند قطره بارون غمه
این روزا ورد بچه ها بازی چرخ و فلکه
قلبای مثل دریامون پر از خراش و ترکه
این روزا عادت گلها مرگ و بهونه کردنه
کار چشمای آدما دل رو دیونه کردنه
این روزا کار رویامون از پونه خونه ساختنه
نشونه پروانگی زندگی ها رو باختنه
این روزا تنها چارمون شاید پرنده مردنه
رو بام پاک آسمون ستاره رو شمردنه
این روزا آدما دیگه تو قلب هم جا ندارن
مردم دیگه تو دلهاشون یه قطره دریا ندارن
این روزا فرش کوچه ها تو حسرت یه عابره
هر جا یکی منتظر ورود یه مسافره
این روزا هیچ مسافری بر نمی گرده به خونه
چشای خسته تا ابد به در بسته می مونه
این روزا قصه ها همش قصه دل سوزوندنه
خلاصه حرف همه پر زدن و نموندنه
این روزا درد آدما فقط غم بی کسیه
زندگیشون حاصلی از حسرت و دلواپسیه
این روزا خوشبختی ما پشت مه نبودنه
کار تموم شاعرا فقط غزل سرودنه
این روزا درد آدما داشتن چتر تو بارونه
چشمای خیس و ابریشون همپای رود کارونه
این روزا دوستا هم دیگه با هم صداقت ندارن
یه وقتا توی زندگی همدیگر و جا می ذارن
جنس دلای آدما این روزا سخت و سنگیه
فقط توی نقاشیا دنیا قشنگ و رنگیه
این روزا جرم عاشقی شهر دل و فروختنه
چاره فقط نشستن و به پای چشمی سوختنه
اسم گلا رو این روزا دیگه کسی نمی دونه
اما تو تا دلت بخواد اینجا غریب فراوونه
این روزا فرصت دلا برای عاشقی کمه
زخمای بی ستاره ها تشنه یاس مرهمه
این روزا اشک مون فقط چاره ی بی قراریه
تنها پناه آدما عکسای یادگاریه
این روزا فصل غربت عشق و یبدهای مجنونه
بغضای کال باغچه منتظر یه بارونه
این روزا دوستای خوبم همدیگر رو گم میکنن
دلای پک و ساده رو فدای مردم میکنن
این روزا آدما کمن پشت نقاب پنجره
کمتر میبینی کسی رو که تا ابد منتظره
مردم ما به همدیگه فقط زود عادت می کنن
حقا که بی وفایی رو خوب هم رعایت میکنن
درسته که اینجا همه پاییزا رو دوست ندارن
پاییز که از راه میرسه پا روی برگاش می ذارن
اما شاید تو زندگی یه بغض خیس و کال دارن
چند تا غم و یه غصه و آرزوی محال دارن
این روزا باید هممون برای هم سایه باشیم
شبا یه کم دلواپس کودک همسایه باشیم
اون وقت دوباره آدما دستاشون رو پل میکنن
دردای ارغوانی رو با هم تحمل می کنن
اگه به هم کمک کنیم زندگی دیدنی میشه
بر سر پیمان می مونن دوستای خوب تا همیشه
اما نه فکر که میکنم این کار یه کار ساده نیست
انگار برای گل شدن هنوز هوا آماده نیست

تاريخ یکشنبه هشتم مرداد 1391سـاعت 15:57 نويسنده goli♦

تو ادامه مطلب چند تا اس ام اس باحال گذاشتم فقط

خواهشا اگه میخواین بی جنبه بازی در بیارین نخونین

چون همه ی اونا فقط یه شوخیه


ادامـــه مطـــلــبــــــ..♦ـ♦ـ♦ـ....
تاريخ جمعه بیست و سوم تیر 1391سـاعت 13:19 نويسنده goli♦

این تست، جدیدترین و جالب ترین تست شخصیت

می باشد، اگر مایل هستید شخصیت خود را بهتر بشناسید به

ادامه مطلب بروید:


ادامـــه مطـــلــبــــــ..♦ـ♦ـ♦ـ....
تاريخ شنبه هفدهم تیر 1391سـاعت 23:36 نويسنده goli♦



این پست پرید

تاريخ چهارشنبه چهاردهم تیر 1391سـاعت 22:57 نويسنده goli♦

فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازتصاویر زیباسازی نایت اسکین


تاريخ چهارشنبه چهاردهم تیر 1391سـاعت 12:37 نويسنده goli♦

دو دوست قدیمی در حال عبور از بیابانی بودند. در حین سفر این دو سر موضوع کوچکی بحث میکنند و کار به جایی میرسد که یکی کنترل خشم خودش را از دست میدهد و سیلی محکمی به صورت دیگری میزند. دوست دوم که از شدت ضربه و درد سیلی شوکه شده بود بدون اینکه حرفی بزند روی شنهای بیابان نوشت: "امروز بهترین دوست زندگیم سیلی محکمی به صورتم زد." آنها به راه خود ادامه دادند تا اینکه به دریاچه ای رسیدند. تصمیم گرفتند در آب کمی شنا کنند تا هم از حرارت و گرمای کویر خلاص شوند و هم اتفاق پیش آمده را فراموش کنند.
همچنانکه مشغول شنا بودند ناگهان همان دوستی که سیلی خورده بود حس کرد گرفتار باتلاق شده و گل و لای وی را به سمت پایین میکشد. شروع به داد و فریاد کرد و خلاصه دوستش وی را با هزار زحمت از آن مخمصه نجات داد. مرد که خود را از مرگ حتمی نجات یافته دید، فوری مشغول شد و روی سنگ کنار آب به زحمت حک کرد: "امروز بهترین دوست زندگیم مرا از مرگ قطعی نجات داد." دوستی که او را نجات داده بود وقتی حرارت و تلاش وی را برای حک کردن این مطلب دید با شگفتی پرسید: "وقتی به تو سیلی زدم روی شن نوشتی و حال که تو را نجات دادم روی سنگ حک میکنی؟"
مرد پاسخ داد: "وقتی دوستی تو را آزار میدهد آن را روی شن بنویس تا با وزش نسیم بخشش و عفو آرام و آهسته از قلبت پاک شود. ولی وقتی کسی در حق تو کار خوبی انجام داد، باید آنرا در سنگ حک کنی تا هیچ چیز قادر به محو کردن آن نباشد و همیشه خود را مدیون لطف وی بدانی."

تاريخ سه شنبه سیزدهم تیر 1391سـاعت 11:15 نويسنده goli♦
яima